تبليغاتX
عاشقی مرده تو گور دل
به وب نوشین خوش اومدی
وقتی او نیست چرا ما باشیم

وقتی اون نمیخواد چرا ما بخوایم

دوستان وب جدیدی که قراره با چندین نفر کار بشه

 

www.0098-021.mihanblog.com

 

هرکی خواست در پیشرفت وب کمکم کنه بگه حتماْ

نویسندش میکنم البته یه نمونه از کارشو باید ببینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 
سلام

نوشین کوشی مردم از دوریت توروخدا یه افی یه چیزی بار دیگه فدات شم دارم نگرانت میشم

شمام که نظر ندینا

 

 

اسمون چشمام بي تو يهو ابري شد
عزيزم قلب من برات يه بازيچه شد
تنها گذاشتن من برات بود مثل اب خوردن
ندونستيو رفتي ارزوهام بي تو مردن
زندگيم يه بازي بوده تو هم داورش بودي
عزيزم مگه نمي گفتي كه هميشه با من ميموني

واسه اين بيكسي هام حتي توهم كس نبودي
من فقط خيال ميكردم تو مقدس نبودي
واسه اين بي كسي هام حتي تو هم كس نبودي
من فقط خيال ميكردم تو مقدس نبودي
چشماي خيس من هرشب
ميخواست از من يه دريا
اين جمله هميشه رو لبمه
تف به مرامت بي وفا
زندگيمو برات گذاشتم اخرش چي بهم دادي
اين همه خوبي بهت كردم  اخرش تنهام گزاشتي
همه ي قصه هاي تلخ با اسم من شروع شد
كتاب عمر من هم به پاي تو حروم شد

واسه اين بيكسي هام حتي توهم كس نبودي
من فقط خيال ميكردم تو مقدس نبودي
واسه اين بي كسي هام حتي تو هم كس نبودي
من فقط خيال ميكردم تو مقدس نبودي

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 
نوشین جان سلام  ببخشید دیر شد  واقا معذرت یه خورده سرم شلوغ بود بخدا خب بخشید دیگه

باشه

 

۱۵ دی تولد نوشین بود که نتونستم بیام و اپ کنم بجاش الان براش اپ میکنم

این کیک تقدیم به نوشین جون تولدت مبارک امیدوارم صد سال زنده باشی حالا این شعما رو فوت کن

اخماتم باز کن و بخند باشه .دوست دارم.

i love nooshin

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 

سلام به همگی خوبین خوشین سلامتین چی کارا میکنین

منم سامی میگم ما نیستیم خوب خوش میگذرونین دیگه نه ؟؟ بی ادب نگمه

یعنی چی خب بیخیال نوشین خانومم که اصلا نمیگه سامی زندست مردست

خب بیخیال یه چند تا از اون شعرای زاخارم اوردم بخونید توروخدا واسم نظر ندین

بابا پستای من تو بلاگفا از لحاظ نظر ترکونده

خب دیگه خوشت نیاد بخون نظر نده راستی تو اخر پستام دوتا فلش میذارم تو

ادامه مطلب یکیش ماله نوشین یکیش عکس اوریل خواننده هست .دیگه نوشین

جان ببخش دفه بعد برات بهتر میسازم راستی حتما باید فلش پلیر ۸ یا ۹ رو

داشته باشید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگيم رفته پاي بازياي بچگانه

گوشم شده تشنه به حرفهاي عاشقانه

زندگيم خالي از عشق بود

دلم خالي از علاقه

اخه كي تا صبح بيداره

نمي دونم چطور شد سرو كله ي تو پيدا

يهو قلبم تكون خرد شدم عاشق و شيدا

زندگيم گرفت يه جوني

قلم به دست گرفتم

نشستم و نوشتم

من عشق رو ياد گرفتم

حالا بعد صد سال ديگه عشقي نديدم

كاش از اون روزا با تو يه خاطره مي چيدم

زندگيم هزارتا رنگ بود با وجود مهربونت

همه چيز واسم قشنگ بود با نگاه اسمونت

يهو زندگي بهم بدي كرد

دلم رو پشترو كرد

ديگه من تو رو نديدم

دلم فقط گريه كرد

اين اون سزاي قلبم

كه بازي عشق و شروع كرد

عاشق چشماي تو شد

زمونه بازي رو تموم كرد

عشق بر من شده حروم

شدم يه جسم بي جون

بي عشق روحي ندارم

چه سياه اسمون

كاش ميشد بازم دوباره دستاي تورو بگيرم

براي روز تولدت من بازم ستاره بچينم

كاش ميشد يه بار ديگه سر روي شونت بذارم

اينقدر عاشق باشم كه برات هرشب ببارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برسيد به دادم اي مردم

دارم ميميرم از غصه

از تنهايي و شكنجه هاي اين دنيا

بخدا شدم خسته

ديگه ي ناي موندن ندارم

نفس واسه خوندم ندارم

هر روز جلوي چشمم مياد

هزارتا فقير و گدا

كسايي كه محتاجن به پول

بعضياشون ميخوان يه تيكه نون

بعضياشون دنبال جاي خواب

اكثرشون شدن كارتون خواب

بعضي زن و بچشون گشنن

واسه همينم گدايي ميكنن

بعضيا دنبال كارن

از كارگري بيذارن

اما چاره ندارن

بايد نون شب درارن

اينه مشكل تمام ما

عاقبتمون اين اين گداها

تو كف يه لقمه غذا

دنبال يه جا براي خواب

هفتاد درصد مردم زير خط فقرن

سر گشنه رو بالش ميذارن

از صبح تا شب كار ميكنن تا

يه لقمه نون درارن

اما بدونيد اي مردم اين نيست راه چاره

من بخونم براي اين مردم اواره

بايد ببنديم عهد و پيمان

تا حل شه مشكل ما

گروني بيداد ميكنه

غصه رو بيدار ميكنه

تو دنيا جنگ به پا ميكنه

تا خودشو نشون بده


ـــــــــــــــــــــــــــ


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 

نوشینم

سلام بچه ها

حالتون خوبه ؟

خوب خدارو شکر

این روزا سوژه پیدا کردن خیلی سخت شده یا بهتره بگم کار هر کسی نیس

نمیدونم یا شادیم فقط واسه من اینجوریه

بذارین اعتراف کنم که تو این یه مورد حسابی کم اوردم

به هر حال به هر بد بختیم که شده بود زور زدمو سوژه ی این یکی

پستمم جور کردم امیدوارم که خوشتون بیاد

.

 .

.

.

 

اين هم يه مطلب درباره طريقي نمره گرفتن...........

 

حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم.

(آفرین گل پسر درس خون)

حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد .

( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.)

حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم .

( دهنم صاف شد .)

در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره :

۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه

 بار دیگه از روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار

 اونها رو حفظ میکنید . بعد سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمئن باشید که نمره خوب

میگیرید .

( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)

 

۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که

دست به دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار

تخصصی بوده وانواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته

 خواهد شد.

( مراقب باش گیر نیفتی اخوی )

 

۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این

حرفه تبحر دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر

کسی که میتونه نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه

بگیرید . اگه هم مرد بود سعی کنید بهش راه بدید.

(نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.

 

4-روش کسب نمره وقتی که دیگه کار از کار گذشته :شرمنده دیگه تو این یه مورد اصلا

تخصصی نداریم اگه فمیدین قوربون دستتون مارم بینصیب نذارین

 

 


حالا اینجارو داشته باش

روش های دختر یابی .

ديگه خودتون ببخشيد.

روش هاي دوست يابي ديگه

 

 

۱ـ روش متلکی :این روش کهنه ترین و قدیمی ترین و مرسوم ترین و پر استفاده ترین و هر

چی ترین دیگه که فکرش رو بکنید هست بطوری که دانشمندان در تیر برق های تمدن آن را به

وضوح مشاهده نمودند و سلسله جواتیان دستی در این کار داشت تا آنجا که در تپه های الوات

آباد و در غارهای حومه آثار تمدن و متلک های اولیه یافت میشود.

تبصره :( جیگرت رو بخورم هلو )

 

 

۲_ روش خوابکی : در این روش در صورت مشاهده تحفه ایی در کنار خود به تدریج گردن

خود را شل کرده و به طرف وی مایل شوید تا آنجا که لنگه کفشه یهویی بیاد تو صورتتون.

تبصره :( انعطاف پذیری گردن نکته کلیدی این روش است.)

 

 

۳ـ روش پرتابی : در این روش می باید جسمی را به طرف سوژه پرتاب کنید . بدیهی است دقت

 در پرتاب و هدف گیری دقیق از ملزومات کار است.

تبصره :( می توان از بازوکای قابل حمل ساخت چک اسلواکی استفاده کرد در فواصل دور

استفاده از خمپاره انداز ساخت اوکراین توصیه میشود.)

خوبه حالا جو نگیردت

 

 

۴ـ روش ولو شدنی : در این روش که باز هم در تاکسی مورد استفاده قرار میگیرد . آنقدر جا

گیر بشینید که سوژه پرس شود .

تبصره :( برای انجام بهتر این روش صندلی عقب پنج نفر سوار شوند .)

 

 

۵ـ روش خرکی : این روش تنها نیاز به شجاعت . دلیری . بی باکی و امثال الهم دارد . در طول

 تاریخ تنها سر سلسله و قطبیان الواتان موفق به چنین امری گشته اند . بدین ترتیب که از در و

 دیوار و پنجره بالا رفته و در اختفا و دور از چشم پدر و مادر و برادر از پنجره وارد اتاق

مورد نظر شوید.

تبصره :( توصیه میشود بچه محل هایتان را به همراه داشته باشید.)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 
سلام دوستان خوبین   نوشین تو خوبی خوشی سلامتی

 

خدا رو شکر

 

امروز  اهنگ جدیدمو به اسم جنگ جهانی ۳ براتون میزارم دانلود کنید حالشو ببرید

 

دانلود

 

اینم عکسم

 

کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط نوشین خانوم و سامي | 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من ...

بچه ها سلام نوشینم

خسته نباشید حالتون خوبه ؟

ببینم حوصله ی خوندن یه خرده چرتو پرتو داری ؟

من که خودم موقه نوشتنش حسابی گیج شده بودم امیدوارم که شماجون سالم به

در ببرین و به سلامت بتونین همه رو تا اخرش بخونین بعدشم اگه احیانا جوابشو

میدونین حتما بهم بگین چون خیلی کنجکاوم که جوابشو بدونم

اگه پایه ی خوندن این اراجیفی پس بسم الله شروع کنید

.

.

خب بذارید از اول همه چیو بهتون بگم قضیه از اینجا شروع میشه که دیشب مثه

همیشه که مشغول خوندن درسام بودم یهویی به یه مطلبی رسیدم که خیلی ذهن

منو به خودش مشغول کرد اونقد بیزی که الان مجبور شدم بیام اینجا همه رو

براتون تعریف کنمو نظر شما رو در موردش جویا بشم ، میدونین تا حالا انقد

عمیق به هیچ مسئله ایی فک نکرده بودم خدایشش فک نکرده بودم

دیگه دروغ چرا ؟

 

موضوع در مورد زندگی ادمی پس از مرگ بود همیشه وقتی این جور مطالبو

میخوندم زودی سر سری ازشون میگذشتمو فک کردن در موردشونو موکول

میکردم به اینده اما دیشب با همه ی فکر مشغولیایی که داشتم ناخوداگاه رفتم تو

فک اوه خدای من همیشه از اینکه مجبور باشم در مورد یه چیزی فک کنم که

اخرش میدونم بی نتیجه میمونم متنفرم با همه ی این قضایا برام مهم نبود فک

کردم فک کردم فک کردم اما نه... مثه همیشه بیجواب موندم میگن ادم که زیاد به

این جور چیزا فک کنه عمرش کوتاه میشه زودی پیر میشه و ....نمیدونم از این

جور چرتو پرتا خب بمیره مگه چه اتفاقی میافته کسی مرگو تجربه نکرده خدا رو

چی دیدی شاید مرگ از زندگیم شیرینتر باشه البته ناگفته نمونه که ما که تا هالا از

این شیرینی جرعه ایی هم ننوشیده ایم میگن دیگه گویا زندگی معجون شیرینی

است که تا ننوشی نمکیدونی چه جیگریه فرزندم

خب بگذریم اما من معتقدم اگه سوالای ما ادما در مورد این جور مسایل به نحوی

حلو فصل بشه و عمق قضیه واسه هممون نمایان بشه دیگه هیچ کس هیچ مشکلی

ندار ه ولااقل تکلیف خودشو میدونه

 

 

 

حالا اون شب داشتم به این فک میکردم که خب همه جا میگن از تو کتاب گرفته تا

علما و عارفا و قران و بقیه ی کتابای اسمونی و خلاصه تو هر چیزی که مربوط به

دین و ایین زندگی باشه لااقل یه اشاره ی کوچیکی به این مسئله کرده که مردن

حقه و این دنیا محل گذره و ادمی خواه و ناخواه یه روزی باس از این دنیا

تشریفشو ببره اون دنیا خب تا اینجاش قبول ما که مشکلی نداریم هممون اینو دیگه

قبول داریم یا بهتره بگم مجبوریم که قبول داشته باشیم چون انکارش غیر ممکنه

خب یه واقعیتیه که هر روزه یا لااق سالی یه بار هممون شاهد وقوعش هستیم

تازشم خیلیم برامون عادیه حالا روزی هزار بار از تو تلویزیون روزنامه و مجله و

سایتای جورواجور داریم میبینم یا میخونیم که مثلا انقد ادم در اثر تصادف یا زلزله

یا اتش سوزی یا خودکشی یا قتل ووو چیزایی دیگه ایی که خودتون بهتر

میدونین جان خودشونو از دست دادن یا بهتره یه خرده غم انگیزترش کنم به دیار

باقی شتافتن مام یاد گرفتیم خیلی راحت با این جور مسائل کنار بیایم یا بهتره بگم

چاره ایی جز این نداریم خدا به هممون صبر بده

 

 

خب حالا اصلا مطلب اینجاس که اقا جون فرضا از این دنیا رفتیم به اون یکی دنیا

همون جایی که همه دارن ازش حرف میزنن منظورم همون دنیای اخرته یا بهتره

بگم قیامت خب قیامت کجاست ؟

اخر قیامت کی هست ؟

عاقبت کسایی که میرن بهشت چیه؟

خب میگن که تا اخر عمرشون اونجا به خوبیو خوشی زندگی میکنن حالا اخر عمر

ینی کی ایا عمر ما اونجا انتهاییم داره یا چی ؟اصلا بهشت یا جهنم انتهایی داره یا نه

؟اگه داره بازم معلوم نیس ای بابا پس لااقل اخرشو دیگه باید بگید ؟

خب زور نزنید میدونم که شمام مثه من میرسید به بن بست چون اینا سوالایی

هستن که تا از دنیا نری نمیتونی جوابشونو بدونی

نمیدونم یا شایدم جوابی هست براشون اما از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون

عقل ناقص من همیشه تو این جور چیزا لنگ میمونه خلاصه اینکه من هر چیم تا

هالا زور زدم که جوابی واسشون پیدا کنم نشده که نشده

 

 

میگن که خدا هیچ کدوم از کاراشو بیحکمت انجام نمیده بهشت و جهنم دو تا مکان

کاملا متفاوت با ادمایی کاملا متفاوت

 

یه استادی داشتم که همیشه میگفتش که همه ی ادما چه اونایی که جهنم رفتن و

چه اونایی که توی بهشت زندگی میکنن اخرش جفتشون ینی هم جهنمیا هم بهشتیا

توی یه مکان که همون بهشته زندگی میکنن

البته بعد از تصفیه حسابو این حرفا

اما با همه ی این قضایا بازم من نفهمیدم که عاقبته بهشت کجاس؟

اصلابهشت انتهایی داره ؟

خب اگه نه ؟مگه میشه یه چیزی انتها نداشته باشه ؟

خب بهتره تو این جور مسائل از پرسیدن سوالای بیمورد پرهیز کنم خب هر کاری

که بگی از خالقمون بر میاد شاید بهشتم یکی از اون چیزاس که انتهایی نداره اما یه

لحظه همین جا مکث کن خب ببین اخر اخر اخرش چی میشه فک کن بعد از هزار

سال زندگی در بهشت خب ینی بازم همون چیزای قبلی وای خدای من من که دارم

پس می افتم بهتره بیخیال شیم

خب اینم از این اصلا میدونید چیه مامان بزرگم همیشه میگفت همه ی کارای خدا یه

حکمتی داره ینی کاره بیحکمت اصلا وجود خارجی نداره پس اینکه الان ما جواب

این سوالو نمیدونیم خب لابد اینم یه حکمتی داشته

بله من خودمم میدونم نباید تو کار خدا دخالت کنیم اما این سوالیه که من همیشه از

خودم میپرسیدم و همیشه مثه الان